المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

144

التنبيه والإشراف ( فارسي )

مىشمرد خونش بريخت . اين جنگ را از بسيارى كشتيها و دكل‌ها ذات الصوارى گفتند كه صوارى جمع صاريه بمعنى دكل است و اين بسال سى و چهارم هجرت بود . مسعودى گويد : بدوران پادشاهى قسطنطين سنهودس ششم يعنى انجمن در قسطنطنيه از ولايت بوزنطيا و بقولى پيش از پادشاهى او تشكيل شد . انجمن براى لعن مردى بنام قورس اسكندرانى بود كه با فرقهء ملكانى مخالفت كرده و دربارهء مشيت و فعل گفتارى همانند گفتار مارونيان پديد آورده بود . در اين انجمن دويست و هشتاد و نه اسقف و بقولى كمتر فراهم شدند . از سنهودس پنجم تا اين سنهودس شصت و هشت سال و چهار ماه و بقولى كمتر بود و اين سنهودس آخرين بود و تا وقت حاضر كه تاريخ كتاب ما و سال سيصد و چهل و پنجم است تا آنجا كه من ميدانم سنهودس ديگر نداشته‌اند ، در صورتى كه بديار آنها نزديك هستيم و اخبارشان را جستجو مىكنيم و پيوسته بدر بند شام و انطاكيه و ولايت شام و مصر در سفر بوده‌ايم . فرقهء ملكانى اين انجمنهاى ششگانه را در دعاى روزانه خود ياد مىكند . پيروان دين نصارى در تلفظ نام اين انجمنها اختلاف دارند . مردم مصر آن را سنهودس نامند و ما نيز در اين كتاب چنين كرديم كه اين كلمه فصيحتر است ، بعلاوه ما اكنون در مصر اقامت داريم . مردم مشرق آن را سنادس نامند . بعضى سناطس گويند و ما اين تعبيرات را با علت اختلاف آن در مناظراتى كه در اين باب ميانشان رفته است با خبر بطريركان روميه و اسكندريهء مصر و انطاكيه و قسطنطنيه و ايليا و مراتب و نام و شمارشان تا وقت حاضر كه تاريخ كتاب ماست در كتاب مروج الذهب و معادن الجوهر و هم در كتاب فنون المعارف و ماجرى فى الدهور السوالف آورده‌ايم . اگر چه نامشان در فهرستى كه نصارى ضمن دعا مىخوانند هست و هم نام دوازده حوارى و هفتاد شاگرد مسيح را با پراكنده شدنشان در ولايتها و اخبار و اعمالشان با محل